سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
322
تاريخ ايران ( فارسى )
ميدان جنگ پرنتو « 1 » اول ميدانى بود كه اين شاهزادهء جوان بآموختن تجارب جنگى پرداخته است ، در سن شانزده سالگى در غياب فيليپ به نيابت سلطنت منسوب گرديد لشكرى بر عليه شورشيان ميدى « 2 » فراهم آورده بر آنها غلبه كرد ، در جنگ خرونه چنان كه در فوق مذكور داشتيم يكى از جناحين لشكر تحت فرمان او بود و ميگويند كه او اول كسى بوده است كه بدستهء مشهور مقدس حمله برده و صفوف آنها را از هم شكافت و ازينرو وقتى كه بجاى پدر بر تخت بنشست نه فقط در فنون جنگى و نيز در ادارهء امور تجارب قابلتوجه داشت ، بلكه از لحاظ اينكه مادرش المپياس از نظر فيليپ افتاده بود يقين داشته است كه بايد چند سالى براى تخت و تاج مشغول جنك باشد و بالنتيجه سنش از بيست تجاوز نكرده بود كه يك سروكلهء سالخوردهء به روى شانههاى جوانش مشاهده ميشد . شناختن يونان اسكندر را بسلطنت طبيعى است كه تا آنوقت قابليت و لياقت اسكندر در نظر طوايف داخلى و نيز دشمنان خارجى معلوم نبوده است ، ولى طولى نكشيد كه درس عبرت به آنها در اين باب داده شد . بعد از قتل معمولى يك عده از اقارب و خويشان خود كه آن هم احتمال ميرود كه به واسطهء نفوذ و تحريك المپياس بوقوع رسيده باشد اسكندر بسوى ترموپيل عزيمت نمود ، در اينجا انتخاب او بسردارى كل قشون بر عليه دولت ايران از طرف كليهء ايالات يونان باستثناى اسپارت كه مانند هميشه بيطرف مانده بود و چندان هم مهم نبود تصديق گرديد . اين پادشاه جوان پس از آنكه اين قضيه مطابق دلخواه او خاتمه يافت توجه خود را به طرف دشمنان شمالى معطوف داشته و بعد از يكسال از جلوسش لشكرش را به طرف ممالك بالكان سوق داد . معروف است كه در جريان اين جنگ او در يك تنگهء خيلى سخت درنتيجهء ابراز لياقت و تدبير فوقالعادهاى خطر عظيمى را از قشون خود دفع نمود و اجمال آن اينست كه اهالى ( بقلهء كوه پناه برده ) ارابههاى زيادى كه در آنجا جمع كرده بودند از بالا به زير پرتاب كردند ( تا سپاهيان مقدونى در زير آن خرد شوند )
--> ( 1 ) - Perinthus . ( 2 ) - Maedi .